گنج

شمارهٔ ۵۶۹

۷ بیت
نه بهر آنکه عالم بر دلم تنگست می‌نالمولی بی‌ناله بودن در قفس ننگست می‌نالم
گمان رحم اگر می‌داشتی کی ناله می‌کردمدلم جمع است می‌دانم دلش سنگست می‌نالم
نه قانونی است در سوزم نه آهنگی است در سازمدلم با ناله خوش دارد، هر آهنگست می‌نالم
کمان تیر آه نارسا زور دگر داردنفس را دستگاه ناله تا تنگست مینالم
در این پَیرانه سر منعم چه حاصل کردن از نالهمرا تا قامت خم دید چون چنگ است، می‌نالم
مرا با تو اگر وصلست اگر هجرست می‌سوزمترا با من اگر صلح است اگر جنگ است می‌نالم
گهی چون بحر در جوشم گهی چون کوه خاموشمولی فیّاض مدهوشم به هر رنگست می‌نالم