شمارهٔ ۵۰۷
چون کند میل سواری در قبال نیمرنگدشت را گلگون کند از جلوههای نیمرنگ
پرتو آن روی گلگون سیر رنگش میکندماه من هر گه که میپوشد قبای نیمرنگ
در چمن برقع برافکندی و رنگ گل شکستداشت سیر امشب ز بلبل نالههای نیمرنگ
اشک، گلگونتر شود از نارسائیهای آهباده رنگینتر نماید در هوای نیمرنگ
مضطرب پیچیده از بس نالهها در بیستونمیرسد در دل هنوز از وی صدای نیمرنگ
شعله از شوخی ندارد از شکست رنگ باکجلوه رنگین مینماید در قبای نیمرنگ
گر پرد فیّاض رنگ از روی اشکم دور نیستخوب میافتد به پای او حنای نیمرنگ