شمارهٔ ۴۴۷
از نسیم خط دلم را بیقراری بیشترشورش دیوانه از باد بهاری بیشتر
دوش کز هر شب قرارش با تغافل بیش بودبود ما را هم زهر شب بیقراری بیشتر
از غضب هر چند نازش بار بر دل مینهادکردم از بیطاقتیها بردباری بیشتر
زارتر میکُشت ما را ناز بیپروای اوپیش او چندان که میکردیم زاری بیشتر
طعنه بر بیتابیم کم زن که کار و بار عشقاختیاری هست، امّا اضطراری بیشتر
از زمین برداشت ما را عشق و بر گردون فکنداعتبارم بیش شد بیاعتباری بیشتر
از برای امتحان فیّاض ما را دادهانداختیاری، ضعفش از بیاختیاری بیشتر