گنج

شمارهٔ ۴۲۹

۵ بیت
از ره کوی تو چون بانگ جرس می‌آیدجان بر لب شده از بوی تو پس می‌آید
جذبة شوق چو آهنگ کشش ساز کندشعله پروازکنان بر سرِ خس می‌آید
غیر اگر ز آتش دل سوخته باشد، که هنوزاز کباب دل او بوی هوس می‌آید
بلبل ار یک دو سه روزی به گلستان نرودبه طلبگاری او گل به قفس می‌آید
از تو فیّاض بود نظم تو بر صفحة دهریادگاری که به کار همه کس می‌آید