گنج

شمارهٔ ۳۷۵

۷ بیت
هر که این شیرین لبان محو شکر خندش کنندشیرة زهر هلاهل شربت قندش کنند
کس درین بیت‌الحزن بی‌بهره از آزار نیستدرد معشوق ار نباشد داغِ فرزندش کنند
نیست منع ناله ممکن ناتوان عشق راگر به تیغ طعنه چون نی بند از بندش کنند
هر نهالی را که گیرد ریشه در گلزار عشقبرکنند اول زبیخ آنگه برومندش کنند
شورش دیوانه از هم بگسلد زنجیر رامفت مجنونی که بی‌زنجیر در بندش کنند
جسم اگر خاکست و جان پاکست استبعاد نیستبوتة خاری بود کز گل برومندش کنند
همچو فیّاضی ندارند این وفا پروردگانتا به انواع جفا دانسته خرسندش کنند