گنج

شمارهٔ ۳۵۱

۷ بیت
عندلیب گلشنم گلخن نصیبم کرده‌اندبخت بد بنگر! چنان بودم چنینم کرده‌آند
در ازل چون طرح دریا ریختند از اشک منموج این دریا ز چین آستینم کرده‌اند
دست بر دستم نکویان پرورش‌ها داده‌اندتا چو داغ عشق خوبان دلنشینم کرده‌اند
در شکنج زلفم و دل سوی خطّم می‌کشدکاردانان محبّت پیش‌بینم کرده‌اند
چین ابرو وا خرید از اختلاط مردمماین گره دانسته در کار جبینم کرده‌اند
یا شکار عشق خواهم گشت آخر یا جنوناین دو شیرافکن دگر خوش در کمینم کرده‌اند
در گلستان قمم فیّاض فارغ از بهشتگل‌فروشان بلبل این سرزمینم کرده‌اند