گنج

شمارهٔ ۳۲۶

۵ بیت
آیینه سنگ بود ترا دید و آب شدآنگاه از فروغ رخت آفتاب شد
روز ازل ز شعلة حسن تو یک شراربر آسمان شد و لقبش آفتاب شد
نرگس شنید تا ابدش دیده باز ماندچشمت که از فسانة من نیمخواب شد
ای دل به حفظ ظاهر ازین بیشتر بکوشحسنی که نیست هم همه صرف نقاب شد
فیّاض یک نظر که فکندی به دفترمدیوان شعر من همگی انتخاب شد