شمارهٔ ۳۲
صلای میزنم امروز مهوش خود رابه دست خویش برافروزم آتش خود را
خیال زلف تو سودا اگر بیفزایدکنم چه چاره دماغ مشوّش خود را!
به یک نگاه توان قتل عام عالم کردچرا تهی کنی از تیر ترکش خود را
به نیم جلوه جهانی ز دست و پا رفتندعنان کشیده نگهدار ابرش خود را
اگر مضایقه در نیم جان کنم فیّاضچهگونه رام کنم شوخ سرکش خود را