شمارهٔ ۳۱۲
که میتواند از پیش یار برخیزد؟نشستهایم که از ما غبار برخیزد
به اضطرار سپردیم خویش را در عشقبگو ز مجلس ما اختیار برخیزد
دمی که سرمة خطّش نمیکشم در چشمز دیده جای نگاهم غبار برخیزد
هلاک تربیت مجلسی شوم که در آنخزان اگر بنشیند بهار برخیزد
نصیب زورق فیّاض باد طوفانیکه موج صد خطرش از کنار برخیزد