شمارهٔ ۲۷۳
ز جور تو دل امتناعی نداردبه وصلت سر انتفاعی ندارد
از آن گوش میگیرم از قول مطربکه دیوانه تاب سماعی ندارد
کسی جز زلیخای کاسد محبّتبه بازار یوسف متاعی ندارد
ز هم دورتر افکند دوستان رافلک به از ین اختراعی ندارد
برید ار ز یاران چه یاریم کردننمیخواست کس را، نزاعی ندارد
مرنج ار وداع تو ناکرده رفتمکه از خویش رفتن وداعی ندارد
وصال تو وبخت فیّاضِ بیدلبلی ممکن است، امتناعی ندارد