گنج

شمارهٔ ۲۵۱

۵ بیت
تا ذوق نوا بر لب من جوش برآوردهر جا سرخاریست ز گل گوش برآورد
از ذوق بغل‌گیری آن قامت رعناهر مو به تنم چون مژه آغوش برآورد
آن شعله که در طور به موسی بنمودندآخر سر از آن طرف بناگوش برآورد
بی‌طاقتی آخر ز دل این راز نهان رافریادکنان از لب خاموش برآورد
یک دم ننشستم ز تکاپوی تو فیّاضتا خون دلم از کف پا جوش برآورد