گنج

شمارهٔ ۲۵

۱۱ بیت
وصل شد باعث جدایی ماخصم ما گشت آشنایی ما
گرد ما هم به دامنی نرسیدچه رسا بود نارسایی ما
در چمن بال بسته‌تر گشتیمدام خندید بر رهایی ما
دل نهادِ شکستگی شده‌ایمچه گران است مومیایی ما
زین که ما را به هیچ کس نخریدچه عیان شدگرانبهایی ما
دوست را کرده‌ایم دشمن خویشسخت واباخت کیمیایی ما
سخت کاریست سد دل گشتنمفت ما بود ناروایی ما
ما که امّید گم شدن داریمکی کند خضر رهنمایی ما!
غم به ما خوش نیاز پاشی کردتازگی داشت دلربایی ما
هر چه هم داشتیم باخته‌ایممایه برداشت بینوایی ما
وصل ما خوش نکرد دل فیّاضدل مگر خوش کند جدایی ما