گنج

شمارهٔ ۲۴۴

۵ بیت
ز من دور آن پری پیکر به صد دستور می‌گرددبه دل نزدیک‌تر از جان به ظاهر دور می‌گردد
برای زخم تیرش سینة بی‌طالعی دارمکه گر الماس ریزم مرهم کافور می‌گردد
نگاه ما چه سربازی تواند کرد در کویشکه آنجا پرتو خورشید هم از دور می‌گردد
صبا بند قبای غنچه چون پیش تو بگشاید!که درصد پرده از شرم تو گل مستور می‌گردد
پلاس محنت فیّاض شد تشریف نوروزیبلی در عید دیدار تو ماتم سور می‌گردد