شمارهٔ ۲۳۵
باده از ابر خورد فصل بهاران گل سرخکه برافروخته چون لالهعذاران گل سرخ
گل به دامن کندم اشک که از دولت عشقمژدهام ابر بهار آمد و باران گل سرخ
منم و نغمهسرایی به هوای چمنیکه خزانش گل زردست و بهاران گل سرخ
شیشه بلبل شده در بزم حریفان که بودجام می در نظر بادهگساران گل سرخ
هر کسی مایل همجنس خود آمد فیّاضمن گل زرد پسندیدم و یاران گل سرخ