گنج

شمارهٔ ۱۹۴

۹ بیت
یا بمن خود را ازین بیگانه‌تر بایست داشتیا مرا با خویش یکرنگانه‌تر بایست داشت
من که جَستم دانه‌ریزی‌ها چه تأثیرم کندصید را در دام، غمخوارانه‌تر بایست داشت
عقل غارت کرده‌تر چندان که لطف آماده‌ترپاره‌ای دیوانه را دیوانه‌تر بایست داشت
پنجة بی‌طاقتی برتافت آخر زور صبراندکی این خانه را ویرانه‌تر بایست داشت
بر تو دست این دشمنان از دوستی‌ها یافتندخویش را زین محرمان بیگانه‌تر بایست داشت
خواستی از روی معنی جا کنی در طبع منپاس این صورت ترا رندانه‌تر بایست داشت
یا ترا یک پیرهن یارانه‌تر بایست بودیا مرا یک پرده بی‌تابانه‌تر بایست داشت
خویش‌داری‌ها عجب مردانه صیدم کرده بودحیف، صیدی این چنین مردانه‌تر بایست داشت
شعله را سوز از پر پروانه افزون‌تر خوشستشمع را فیّاض ازین پروانه‌تر بایست داشت