شمارهٔ ۱۸۲
صید ما را تا ابد آزادی از دنبال نیستبلبل ما تا نریزد بال فارغ بال نیست
بیزبانان عاجز از تقریر مطلب نیستندعرض حاجت را زبانی چون زبان لال نیست
در دیار دل به چیزی برنمیگیرد کسیهر متاعی را که عشق دلبران دلّال نیست
سر به سر اوراق اهل قال را گردیدهامهیچ جا حرفی به ذوق گفتگوی حال نیست
نامة اعمال را از حرف عصیان زینت استحخسن را فیّاض زیبی همچو خطّ و خال نیست