گنج

شمارهٔ ۱۷۰

۵ بیت
چون مُهر لب به شکوة آن تندخو شکسترنگ حیا به چهرة محجوب او شکست
دل کرد آرزو که ببوسد لبش به خوابصد جا ز بیم، رنگِ رخ آرزو شکست
چون گل جگر ز هجر ویم لخت لخت ریختدل همچو غنچه در غم او تو بتو شکست
تن خاک گشت و جان به هوای تو پایدارصد شکر می نریخت اگرچه سبو شکست
فیّاض چون نهان کنم این غم! که بارهارنگ رخ مرا نگهش رو به رو شکست