گنج

شمارهٔ ۱۶۴

۵ بیت
برفروزد جان و تن با آنکه داغ دل یکی‌ستبینوایان را چراغ خانه و محفل یکی‌ست
لطف فرما ناوکی هر جا فرود آید خوشستقدر تیر غمزه‌ات در دیده و در دل یکی‌ست
دشمنی‌های دو عالم با من از بیداد اوستگرچه صد شمشیر بر سر می‌خورم قاتل یکی‌ست
نخل عشرت در دل من بار حسرت می‌دهدهر چه می‌کارم درین در گشته ده حاصل یکی‌ست
رحمت عام تو هرگز شامل فیّاض نیستآخر این بیدل هم از یاران پا در گل، یکی‌ست