شمارهٔ ۱۵۰
به لب تا نغمة عیشم قرین استمدار چرخ برچین ِ جبین است
شکوهم مانع افتادگی نیستسرم بر چرخ و رویم بر زمین است
نظر جایی نمیاندازم از بیمنگاهم را نگاهی در کمین است
لب پر خنده چون ساغر چه حاصلچو مینا گریهام در آستین است
ز کشت همّتم یک جو طمع نیستکه این خرمن فدای خوشهچین است
حذر ای غنچه از دود دلم کنکه آه من طلسم آتشین است
ز چرخ از مهلت ده روزه فیّاضمشو ایمن چنین دشمن متین است