گنج

شمارهٔ ۱۴۵

۷ بیت
عشق را پیغمبرم داغ جنون تاج منستاین غزل‌های بلند تازه معراج منست
کرده تسخیر دو عالم آهم از اقبال عشقگردن گردون به زیر منّت تاج منست
مجلسم را منّت شمع مه و خورشید نیستطلعت من روشنی‌بخش شب داج منست
اهل معنی خوشه‌چین خرمن فکر منندزلف خوبان معانی لفظ کج واج منست
برده بودم هر دو عالم را ولی در باختمچون کنم در نرد طاقت! عشق لیلاج منست
در پناه عشق استغنا به گردون می‌زنمبر سر تیر تغافل، چرخ آماج منست
رفت فیّاض آنکه دشمن می‌زد استغنا به مناین زمان چرخش به یمن عشق محتاج منست