گنج

شمارهٔ ۱۲۳

۵ بیت
تا به روی تو در غمکدة من بازستبه تماشای تو تا دیدة روزن بازست
در و دیوار چمن بر رخ من می‌خنددمن به این خوش که به رویم در گلشن بازست
بسته شد بی‌تو به حسرت همگی راه حواسجز ره گوش که بر نغمة شیون بازست
بی‌تو هر چیز که در دل گذرد جان گزدمچارجانب در این خانه به دشمن بازست
پا مکش از دم شمشیر شهادت فیّاضکه به اقلیم فنا این ره روشن بازست