گنج

شمارهٔ ۱۲۲

۵ بیت
گهی که دیده نه بر روی آن صنم بازستبه چشم من همه اوضاع دهر ناسازست
به بزم دوست مرا ناله شادیانة اوستبلی فغان نی از بهر دیگران سازست
ز هر چه غیر تو عمریست بی‌نیاز شدیمبه ما هنوز نگاه تو بر سر نازست
جراحت تو نهان در میان جان دارمکه زخم‌های تو از زخمِ غیر ممتازست
چه لذّتست به تیغش که همچو گل فیّاضدهان زخم زخمیازه تا ابد بازست