گنج

مرثیه‌ای دیگر

۱۴ بیت
ببر ای ساربان در قتلگاهمبده مژده حسین کم سپاهم
بگو عباس! بر پا کن علم رابرآور آرزوهای دلم را
مگر ای ساربان این جا چه جایست؟که آن خوشبوتر از جنت سرایست
نسیمش در مشام خوشتر آیدکه این جا بوی زلف اکبر آید
الا ای ساربان مشکن دلم رافرود آور در این جا محملم را
فرود آور در این جا محمل منکه این جا خوش فرود آمد دل من
خس و خاری که در این سرزمین استنشیمنگاه سرو و یاسمین است
همین خاک است منزلگاه جاناننهم سر بر سر خاکش دهم جان
عجب این خاک، خاک مشک بیز استکه هم شادی فزا هم غصه خیز است
عجب این خاک، خاک باصفائیستیقین آرامگاه دلربائیست
عجب این خاک بویش عنبرین استیقین با خون مهرویان عجین است
برهنه پا بر هر ناسزاواربرهنه، بر مغیلان پای پر خار
سر از این خاک هرگز بر ندارممگر از تن رود جان فگارم
برای این زمین بود ای عزیزانگذاریدم که تا این جا دهم جان