شماره ۸
زائر خانه حق دردکشاناز حرم پیرمغان میآید
بسته زنار و گسسته تسبیحدل و دین داده به جان میآید
رو نهاده است به اسلام ز کفرهر قدم شکرکنان میآید
تا کند چهره ز می گلناریطلب هر دو جهان میآید
به بر پیر مغان مژده بریدشیخ ما نعرهزنان میآید
بس که از چرخ جفا دیده به عجزپیش ساقی به امان میآید
عمر را کرده به تقوی ضایعاین دم افسوسکنان میآید
داده سجاده برهمن می نابشحنه را طعنهزنان میآید
میرسد مست نگه کن خاقاندل و دین داده چه سان میآید