گنج

شماره ۱۸

۱۶ بیت
نگون ز تیر تو اسفندیار بن گشتاسباسیر خم کمند تو شبیب شیبانی
تو آن تهمتن شیراوژنی که در عالمبه درگه تو کند اردشیر دربانی
شود به ظلم چو ضحاک در جهان تمثیلبه پیش عدل تو نوشیروان ساسانی
ز بیم سطوت قهرت غزال ضرغامبه دشت همچو شبان می‌کند نگهبانی
هم‌آشیان شده در دولت تو کبک و عقابکند به گرگ به عهد میش چوپانی
هزار همچو سکندر به درگهت چاکرتو آن کسی که تو را نیست در جهان ثانی
بنای عدل نهادی چو در جهان بنیاداساس ظلم به عهد تو رو به ویرانی
ملک سپاه و ملک خادم و فلک چاکرنگاهبان تو پیوسته لطف یزدانی
سنان به دست تو همچون عصا به دست کلیمکند به خصم تو در روز رزم شعبانی
چو نرد بخت به تو باخت خصم بدگوهربه ششدر است کنون مهره‌اش ز حیرانی
برای رتبه مه و مهر روز و شب سایندبه خاک درگهت از افتخار پیشانی
سپر به دست تو روز رزم چون بیضابه سان معجزه دست پور عمرانی
عروس ملک چو برقع گشود در عالمجهان ز شاهد بخت تو گشت نورانی
نبسته دست قضا صورتی چو تو در دهرقلم شکسته به پیش مثال تو مانی
غلام شیر خدا پادشاه روی زمینچو ذوالفقار کند تیغ او سرافشانی
نگین بخت تو را باد تا ابد یاربعروس ملک به بخت تو باد ارزانی