گنج

شماره ۱۷

۷ بیت
نسیما از این ناتوان گر توانیبه صد آه و زاری پیامم رسانی
رسان و بگو گویدت بنده‌ایکه ای دیدنت مایه شادمانی
جدا از تو تا چند ای نور دیدهز مردم نهانی کنم خون‌فشانی
همه زهر و اشکم ز بیداد تا کیبه کامم ز چشم چشانی فشانی
تو و خنده شکرافشان و پیدامن و گریه زهر ریز نهانی
تو و گلشن و خنده‌های عیانیمن و گلخن و گریه‌های نهانی
نسیما بکن عجز تا می‌توانیز خاقان بخوان این غزل در نهانی