شمارهٔ ۷۰
هر کس ز کوی جانان دلشاد رفته باشداو را غم دو عالم از یاد رفته باشد
امروز بوی عنبر آید ز باد هردمگویا شمیم زلفش بر باد رفته باشد
از ساکنان گردون زاین سان فغان چو آمداز من به چرخ اگر نه فریاد رفته باشد
آن کس که آشنا شد با چون تو ای جفاخوداند که بر من از تو بیداد رفته باشد
آمد رقیب شاد و خاقان دل شکستهراضی مشو ز کویت ناشاد رفته باشد