گنج

شمارهٔ ۶۷

۵ بیت
مهم پوشید سرخ و خنجری هم بر میان داردیقینم شد که او آهنگ قتل عاشقان دارد
به یک تیر نگاهم آن پری در خاک و خون افکندعجب دست آن کمان ابروی بر تیر و کمان دارد
چه بی‌رحم است دزد غمزه پنهانی آن مهکه دل را از برم دزدید و اکنون قصد جان دارد
به غیر از کاکلی کآن هم چو زلف او پریشان استکجا بیگانه‌ای اندر آن دلستان دارد
فغان و آه خاقان است از دست نگارینتهمه شب تا سحر از دستت این آه و فغان دارد