گنج

شمارهٔ ۵۳

۷ بیت
دیده اشکبار می‌گریدیا که ابر بهار می‌گرید
ابر در طرف گلستان امروزهمچو من زار زار می‌گرید
در غم کشتگان بهمن و دیابر و آذار زار می‌گرید
از فراق تو همچو من شب و روزچرخ لیل و نهار می‌گرید
آتشی بر دلم زدی که از اودیده بی‌اختیار می‌گرید
از برای غم نهانی منچشم چرخ آشکار می‌گرید
گریه کن در فراق او خاقانکز غمش روزگار می‌گرید