شمارهٔ ۶۷
مرا در کوی یاری منزلی بودچه منزل منزل جان و دلی بود
خوشا عشق پریرویان که از ویمرا آسان شدی گر مشکلی بود
خوشا سالی که در هر هفته روزیمرا در برج ماهی منزلی بود
شده رام رقیب از گریهٔ منچه حاصل گریهٔ بیحاصلی بود
به محشر سرخرو خیزد هر انگورشهید روی چون تو قاتلی بود
به تلخی جان شیرین داد خاقانچرا کاو کشته شیرین گلی بود