گنج

شمارهٔ ۱۹۲

۵ بیت
بریز ای شوخ خونم را به راهیکز آن ره بگذری تو گاه‌گاهی
مکن تعجیل در قتلم که نبودمرا جز دوستی جرم و گناهی
ز عشقت رنگ زرد و اشک گلگونبود بر حال من نیکو گواهی
ز مژگان می‌کند تسخیر دل‌هاندیده کس چنین شاه و سپاهی
نیاید وصف تو از کلک خاقانکه از آن وصف تو ناید کماهی