شمارهٔ ۲۸ - در جواب هجویه نادم
واله جلوه مستانه حسرت نادمیارب از خلد تو مردود چو کوثر نشوم
خاک پای طلبی میرسدم گر گویمگر توام سر ندهی لایق افسر نشوم
شمع بزم ادبی ور نبود پرتو توهمچو ظلمتکده کفر منور نشوم
دوش گفتند به هجوم قلمت رنجه شدهستشبم از لمعه خورشید مکدر نشوم
من که از مدح تو فربه نشدم روز نخستسزد امروز گر از هجو تو لاغر نشوم