شمارهٔ ۲۷ - نویسم
گفتم که بیاض دوستان راطغرای سواد جان نویسم
در مدحت هر رقم که بینمز اعجاز جهان جهان نویسم
خاکی که بر آن رقم فشانمجانداروی آسمان نویسم
مشکین رقمی که خود نگارمنامش به یک آستان نویسم
عقل آمد و گفت فرصتت بادمن نیز چنین چنان نویسم
بر صفحه آفتاب اولحرفی دو به امتحان نویسم
پس بر وزقش که روی حور استخط چون خط دلستان نویسم
از حضرت عشق شرمم آیدورنه خوشتر از آن نویسم
ابیات وفای عشق را فاشبر ناصیه فغان نویسم
آیات ثنای عصمت حسنهم از قلمم نهان نویسم
تعویذ نظر نظارگی رابر خاتمه حرز جان نویسم
نینی که ز گفته فصیحیبیتی دو سه حرز جان نویسم
آن به که چو سرنوشت عشق استبر جبهه قدسیان نویسم
ور جایزه همتش پذیردبر دیده خونفشان نویسم
ور نپذیرد پی نثارشگل بر باغ جنان نویسم