شمارهٔ ۲۱
خاکستر این سوخته را باز توان سوختصد مرتبه زیباتر از آغاز توان سوخت
نامرد حریفیست شکیب ارنه درین بزماز شوق نیازی جگر ناز توان سوخت
آنجا که خوشی لب شیون بگشایدصد گوش به یک شعله آواز توان سوخت
باغ دلم و تشنهلب سوختن خویشبرگ گلم از شبنم اعجاز توان سوخت
خاکستر پروانه پرد سوی تو ای شمعکی در پر مشتاق تو پرواز توان سوخت
رازیست به هر موی فصیحی غم ما رازآب مژه قفل در این راز توان سوخت