شمارهٔ ۱۰۵
چون صبا جلوه آن زلف گره گیر دهدعقل را ذوق جنون مژده زنجیر دهد
ناقه را پا همه بر دیده خونبار آیدهجر چون قافله را رخصت شبگیر دهد
هر که در عهد جمال تو ز مادر زایددایه فطرتش از خون جگر شیر دهد
هان فصیحی کم جان گوی که این بیشه ماهمه از زهر گیا طعمه نخجیر دهد