شمارهٔ ۲۲ - طبيب عشق
که گفت عاشق زارت ز غم شکیبا شددروغ گفت که صبر از غمش به یغما شد
بیا به دیدهٔ پر آب من مشاهده کنکه در فراق تو از اشک رشک دریا شد
به چاره سازی و درمان درد درماندطبیب عشق اگر فی المثل مسیحا شد
به کنج خلوت ما ره نمی بری زاهدکجا مقام مگس آشیان عنقا شد
نهال قد تو تا سبز شد به مزرع دلمرا ز سر هوس شاخسار طوبا شد
فروغ طلعت ،دلدار جان شیخ بسوختبیا نظارهٔ دل کن که طور سینا شد