شمارهٔ ۱۹ - کوی یار
ای باد اگر به مودت روزی گذار باشدآهسته تر گذر کن کان کوی یار باشد
پیغام دردمندی با صد نیازمندیبرگو به نازنینی کز آن دیار باشد
کای دوست در فراقت از عمر سیر گشتمتا چند روزگارم اینگونه تار باشد
سرها در آن نواحی با خاک راه یکساندلها در آن نواحی از غم فکار باشد
اول ز خاک کویش مشکین نما نفس رابنگر که خاک آن کوی چون مشکبار باشد
چشمی به غمزه بینی عالم خراب کردهزلفی که همچو روزم تاریک و تار باشد
طاووس دلفریبی صیدش به جلوه عنقاآهو وشی که شیران او را شکار باشد
چهری که مهر پیشش از شرم زرد گشتهرویی که ماهش از رشک زیر غبار باشد