گنج

شمارهٔ ۲۹

ز نظم نکته را نان سلف هستاگر چه در دل مردم شکوهی
دگر هم داستان سنجان نازککه حالا در میان باشد گروهی
اگر من شرح درد خویش گویمنباشد خلق را جای ستوهی
به باغ ار بلبل و قمری سرایندکشد هم چغد از ویرانه دوهی