گنج

مقطعات

شمارهٔ ۱ز آشنایان آن قدر رنج و الم دیدم که نیستشمارهٔ ۲صحت ار خواهی مکن میل طعامشمارهٔ ۳هر که او راست گشت و روشن دلشمارهٔ ۴توکل هر که سازد پیشه خویششمارهٔ ۵درین منزلگه فانی شهان راشمارهٔ ۶هر کرا گفتی انیس و ساختی مأیوس طبعشمارهٔ ۷تتبع کردن فانی در اشعارشمارهٔ ۸ای فلان سوختی خلایق راشمارهٔ ۹جوانمرد از کرم مفلس نگرددشمارهٔ ۱۰به نزد عقل ز حیوان کم است انسانیشمارهٔ ۱۱هست عاشق به نمودار چو خاکشمارهٔ ۱۲دشمنت گر حسود شد نیک استشمارهٔ ۱۳گر کسی یار موافق دارد ای دل باک نیستشمارهٔ ۱۴کتاب آن کس که از کس عاریت جستشمارهٔ ۱۵یا رب چه بناست اینکه باشدشمارهٔ ۱۶خوش آنکو اندرین دیر مخالفشمارهٔ ۱۷نکوئی با بدان کمتر کن اماشمارهٔ ۱۸از عوام تیره پر حرص دنیا دور باششمارهٔ ۱۹بلبلا مشعوف عشق گل مشوشمارهٔ ۲۰کاتبی کز نقطه‌ای بی‌جا گهششمارهٔ ۲۱چو عالم از پی بالا نشستنشمارهٔ ۲۲سرائی دهر که هر لحظه کاروان دگرشمارهٔ ۲۳ز حوض ماهیان دزدند ماهیشمارهٔ ۲۴صحبت شاه را چو آتش دانشمارهٔ ۲۵معنی شیرین و رنگینم به ترکی بیحد استشمارهٔ ۲۶دلا در دور گردون گوشه ای گیرشمارهٔ ۲۷چو عزت بایدت ترک طمع کنشمارهٔ ۲۸فانیا گر شادیت باید طمع بگسل ز خلقشمارهٔ ۲۹ز نظم نکته را نان سلف هستشمارهٔ ۳۰هر آنکه از همه اشخاص پر مشقت دهر