گنج

شمارهٔ ۴

ناکرده وداع از بر دلدار شدم دورنزدیک شدم با غم و از یار شدم دور
هر بار کز او دور شدم صبر و دلم بودواکنون ز دل و صبر به یکبار شدم دور
تیمار دل افزود مرا چرخ جفا جویتا من ز تو ای یار وفادار شدم دور