شمارهٔ ۳۶۸
یارم اگر به مهر کشد یا به کین چه باکمن کشتهٔ ملامت و دردم ازین چه باک
در خندهاش هزار گشادست زیر لباز ناز اگر زند گرهی بر جبین چه باک
من بر دو کون دست فشاندم برای اواو گر به من ز قهر فشاند آستین چه باک
مرغی که دارد از چمن آسمان نصیبگر دانهای نیافت ز کشت زمین چه باک
گیرم که اهرمن برد انگشتری ملکچون نام دیگریست نشان نگین چه باک
جایی که صد همای نیابند استخوانمور حقیر اگر نبرد انگبین چه باک
دشمن ز آه گرم فغانی حذر نکردآتشپرست را ز دم آتشین چه باک