گنج

شمارهٔ ۳۵۶

قافیه: ورباش۷ بیت
ایدل بتلخی شب هجران صبور باشاین هم نواله ییست بنوش و شکور باش
از دیده چون جدا شدی از دل جدا مشوخواهی که خاص شاه شوی در حضور باش
شاید کزین کریوه سبکبار بگذریاز هر چه خار راه تو گردیده دور باش
تا کی زهر چراغ توان کرد کسب نورخود را بسوز در نظر شمع و نور باش
خواهی که در مزار تو سروی بایستدشمعی شو و ملازم اهل قبور باش
حالا تو در میان نیستان غم بسوزگو وعده ی وصال بهنگام صور باش
ناپخته پختنیست فغانی کباب دلچندین شتاب چیست بگو در تنور باش