گنج

شمارهٔ ۹ - در منقبت امام هشتم علی بن موسی الرضا علیه التحیة والثناء

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: مست۲۹ بیت
بعد از نبی که آینه ی حی دایمستعالم بذات بی بدل شاه قایمست
در رؤیت احد سهر و نوم او یکیستبیدار بخت او که بدین دیده نایمست
ذاتش که آفتاب نمودار لطف اوستمانند آب و آینه پاک از جرایمست
از ابتداء دور زمان تا بانتهیبر هر چه می رود ز بد و نیک عالمست
صد چون کلیم بر شجر کبریای اواز بهر یک فروغ هدایت مکالمست
از عهد انبیای سلف تا بانتهیبر جمله ی ادله ی ادیان محاکمست
در طی ارض بهر صلاحیت عبادمادام بر طریق اولولعزم عازمست
بر شرق و غرب تا بابد حکم حکم اوستبر جن و انس بر نهج شرع حاکمست
در هر صفت مناسب اسمست فعل اودر حرب قاتل آمد و در صلح راحمست
عمری ز هرچه غیر خدا بود روزه داشتفرخنده عید او که بدین صوم صایمست
بسی ابتدا به ترجمه ی خطبة البیانبا صد هزار علم و عمل بنده آثمست
بیگانه یی که با سگ او آشنا نشددر حلقه سباع رین بهایمست
مرغ حریم حلقه ی دارالسلام اوچون طایر حریم ز بد خلق سالمست
رو سوی کربلا و نجف از دو کون کردآنکو بطوف کعبه ی تحقیق جازمست
ماییم و خاک مقدم خدام خاندانمخدوم ماست هر که درین روضه خادمست
بر عود سوز مرقد و قندیل مشهدشروز آفتاب حاجب و شب مه ملازمست
ای کرده در مقابل هفتاد فرقه بحثتا چند بر زبانت لم و لانسلمست
قانون شرع چارده معصوم گیر و خیزکاین منطقت ز فکر پراکنده عاصمست
علم علی ز مغلطه ی بوعلی جداستاین آفتاب روشن و آن نار مظلمست
از مرتضی حدیث رسول آنکه نقل کرددارم مسلمش که به اخلاص مسلمست
بر هر زبان که ذکر محبان او رودنام عدو معاینه بردن چه لازمست
ورنه بگفتمی که به دیوان باز خواستفردا کدام سفله سیه روی و مجرمست
هر یک شرر ز سینه ی مظلوم کربلاتا روز حشر آبله ی جان ظالمست
هنگام حاجتست فغانی بر اردستخود کیست آنکه اهل دعا را مزاحمست
یا رب که خضر راه شود یا دلیل خیرما را که سر گران ز شراب مظالمست
نور دوازده مه تابان کزان یکیشمع سرای پرده ی موسی کاظمست
کهف امم غریب خراسان ابوالحسنکز فرق تا قدم همه لطف و مکارمست
تا وضع دهر ماضی و مستقبلست و حالفعل زمانه تا متعدی و لازمست
صرف ثنای آل علی باد عمر منکاین دولت عظیم ز انعام منعمست