بخش ۳ - مثنوی
از تو مهرم چو در نهاد بودمن کیم؟ تا مرا مراد بود ؟
جز مرادت مرا مرادی نیستغیر ازین خاطری و یادی نیست
هرکه او در غم تو دل بنهادآرزوها به آرزوی تو داد
شوق دلها ارادت تو بودذوق جانها عبادت تو بود
تا که خاک درت پناه من استآستان تو سجدهگاه من است
من ز کویت بدر ندانم رفتزانکه زین در کجا توانم رفت؟
زین سخنها خلاصه دانی چیست؟آنکه: دور از تو من ندانم زیست
گرچه داری چو من هزار هزارختم گشت این سخن برین گفتار