بخش ۲ - غزل
دل و جانی است با من مشتاقبه تو نزدیک و تن اسیر فراق
روی زیبا ز من چرا پوشی؟«این تحریمه علیالعشاق»؟
تو طبیبی و ما چنین بیمارتو ملولی و ما چنین مشتاق
بر دلم ساحران غمزهٔ تو«رامیات با سهم الاماق»
مست شوق توایم و بادهٔ وصلنرسیده است هم چنان به مذاق
از محیط غم تو جان نبرندغوطه خوران بحر استغراق
در بیابان عشق تو دل ما«صار حیران مشرق الاشراق»