بخش ۲ - غزل
جنت قرب جای ایشان استنور رضوان صفای ایشان است
جان من در هوای ایشان استتن من خاک پای ایشان است
عقل کل هست گنگ و لایعقلهر کجا ماجرای ایشان است
آفتابی، که عرش ذرهٔ اوستمطلعش بر سمای ایشان است
به ازل، چون قبول یافتهاندابد اندر بقای ایشان است
همه در عشق خود فنا طلبندکه بقا در فنای ایشان است
حلم و ترک و حیا نشانهٔشانعلم و تقوی لوای ایشان است
از جناب خدای در دو جهاناین مراتب برای ایشان است
این مراتب به ذات ایشان نیستکین کرم از خدای ایشان است
هرچه اندر جهان عراقی یافتاثری از عطای ایشان است