بخش ۲ - غزل
ای ملامت کنان بیحاصلسعی کمتر کنید در باطل
هستم آشفته بر رخی، که بروشد پری واله و ملک مایل
هست وصف جمال و نعت لبشبرتر از فکر سامع و قایل
دل دیوانه در سر زلفشکی به زنجیرها شود عاقل؟
هرکه یکبار در همه عمرشالتفاتی کند، شود مقبل
از خیالش چه شاکرم! کو نیزنیست از حال عاشقان غافل
ای صبا، ای صبا، غلام توامگر گذاری کنی بدان منزل
حال بیچارگان بادیه رابرسانی بیار در محمل
گو: عراقی در آرزوی رختجان همی داد و حسرت اندر دل