بخش ۱ - سر آغاز
حبذا عشق و حبذا عشاقحبذا ذکر دوست را عشاق
حبذا آن زمان که در ره عشقبیخود از سر کنند پا عشاق
نبرند از وفا طمع هرگزنگریزند از جفا عشاق
خوش بلایی است عشق، از آن دارنددل و جان را درین بلا عشاق
آفتاب جمال او دیدندنور دارند از آن ضیا عشاق
دادهاند اندرین هوا جانهاچون شکستند از آن هوا عشاق
ای عراقی، چو تو نمیداننداین چنین درد را دوا عشاق
نگشادند در سرای وجوددری از عالم صفا عشاق