شمارهٔ ۷
تاج دین و دولت ای صدری که گرد موکبتدیده افلاک و انجم را مکحل میکند
کلک دولتپرورت روحالامینی دیگر استلاجرم هردم هزاران وحی منزل میکند
لفظ معنی پرورت گر آسمان داد نیستمشکل بیداد را بر خلق چون حل میکند
زرگر دست ترا رسمیست کاندر روز بذلافسر امید سائل را مکلل میکند
موسی قهر ترا دستیست کاندر لیل تارفرق گیتی را ز جعد قیرگون کل میکند
پرتو دست صبا را گر به خود ره میدهدجنبش او اقحوان را در عرق حل میکند
خسرو خشم تو هیچ ار بر چمن مینگذرددر لب شیرین لعاب نخل حنظل میکند
آسمان داد را خاک جنابت با سپهرز انتقام دولت و ملت مبدل میکند
آفتاب جاه را دست شکوهت در ثباتز اهتمام ملک و دین خط مبدل میکند
دینپناها، صاحبا، روح امامی در ثناتچون دعا میگوید آمین روح اول میکند
خاک دولت خانهٔ یزد ار چه بیتأثیر سعیزبده و قانون اعراض محصل میکند
دختران خاطرش از پرده بیرون مینهندپا و گیسوی سیهشان را مسلسل میکند
تا نظام و اهتمام ملک را تأثیر چرخگاه مجمل مینماید گه مفصل میکند
باد حکمت را قضا، تابع که گردون بند گشتچون مفصل مینداند کرد مجمل میکند