شمارهٔ ۱۴
محیط و نقطه ملت، سوار و مرکب دینخدایگان شریعت درین چه فرماید
چو گربه ای سر ده قمری و کبوتر رابقرب هفته ای از تن بقهر برباید
ز راه شرع، بحکم قصاص صاحب مرغدو دست گربه، از تن جدا کند شاید
جواب امامی:
زهی لطیف سئوالی که طوطی قلمتبگاه نظم بدایع شکر همی خاید
ندانمت که، که ای اینقدر همی دانمکه از بیان تو آب حیات می زاید
نه کم ز گربه ی بید است گربه عیارکه مرغ بیند بر شاخ و پنجه نگشاید
خدایگان هنر را اگر درین فتویبه خون گربه ز من رخصتی همی باید
چو گر به هیچ غرامت ندارد آن بهترکه دست خویش بخونی چنین نیالاید
بقای قمری و عمر کبوتر ار خواهدقرارگاه قفس را بلند فرماید